تبليغاتX
2kHtAR! aZ jEN3 hApPy...

2kHtAR! aZ jEN3 hApPy...
بدنبال خوشی خود برید کائنات درهایی را بسوی تان باز میکنند که دیگر دیواری نیست... 
لینک دوستان

زندگی دفتری از خاطرهاست ... یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ... یک نفر همدم خوشبختی هاست ، یک نفر همسفر سختی هاست ،چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد...

ما همه همسفریم




تا حالا دقت کرده بودين تام و جري تمام مدت لخت بودن، اما وقتي ميرفتن لب ساحل شلوارک پاشون ميکردن؟



تا حالا دقت کردين تو فيلماي ايراني،هميشه وقتي طرف ميفهمه بچه دار نميشه همه بچه ها از ماشيناي بقلي و جلويي و عقبي باهاش باي باي ميکنن ميخندن؟!


تا حالا دقت کردين تمام مريضا توي فيلما و سريالاي ايراني ، انتهاي راهرو سمت راست بستري هستن !


تا حالا دقت کردين وقتي عجله نداري همه ي چراغا سبزن و راهها خلوت وقتي ديرت شده همه ي چراغا قرمزند و راهها بسته؟


تا حالا دقت کردين هر وقت يه تيکه يخ از دستت افتاده روي زمين با لگد زدي که بره زير يخچال!


تا حالا دقت کردين تو مهموني تا مياي پشت سر يکي حرف بزني موزيک قطع ميشه و نصف حرفتو يهو همه ميشنون…!!!!



لــــــــــذتي که در خوابيدن روي جزوه هست تو خوابيدن روي تختـخواب نرم نيس…:


تا حالا دقت کردين پدر مادر تا ميخوان شما را صدا بزنن، اول اسم داداش يا خواهرتون را ميگن؟


تا حالا دقت کردين تو جاده هاي ايران وقتي قسمت انگليسي تابلو اسم يک شهر رو مي خونين بهتر متوجه ميشين تا فارسيش رو … !!!!


تا حالا دقت کردين اگه تو مترو الکي شروع به دويدن بکنيد
ملت هم همينطوري دنبالتون ميدوند…..!

تا حالادقت کردين وقتي که خوشحاليم
بالاخره يه چيزي يا يه کسي پيدا ميشه که سريع گند بزنه به خوشحاليمون…..!


دقت کردين وقتي ميگن غصه نخور ،آدم بيشترغصه ش ميگيره؟؟؟!!!


تا حالا دقت کردين وقتي که عجله دارين و ميخواي سريع به مقصد برسين همه ي تاکسي ها غيب ميشن يا مسافر دارن ولي وقتي ميخواي از خيابون رد شين هرچي تاکسي تو اون خيابون هست مياد جلو بوق ميزنه؟آخ که حرص آدم درمياد

دقت کردين ما ايرانيا وقتي بچه هستيم ميگن بچه است، نميفهمه وقتي نوجوان هستيم ميگن نوجوانه، نميفهمه وقتي جوان هستيم ميگن جوون و خامه، نميفهمه وقتي بزرگ ميشيم ميگن داره پير ميشه، نميفهمه وقتي هم پير هستيم ميگن پيره، حاليش نيست، نميفهمه فقط وقتي ميميريم ميان سر قبرمون و ميگن عجب انسان فهميده اي بود
 
هيچ دقت کرده بودين؟


دوست داشته باش و زندگی کن! زمان برای همیشه از آن تو نیست

در پناه حق...



[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 21:24 ] [ نیوشـ ــــ ــا ]
سلام

امشب بعد از مدت طولانی نیومدنم دلم هوای وبمو آپ کردنش کرده

اونم از فریدن مشیری که جدیدا شعراشو میخونم و واقعا خیلی دلنشین و قشنگه بخصوص بی مهتاب شبی...

داشتم سایت گردی میکردم که به همین شعر البته به شکل امروزیش برخوردم که گفتم گذاشتنش تو وبم خالی از لطف نیست

البته قبلش اصل شعرو میذارم تا خودتون مقایسه کنید و ببینید که راستی راستی تو این زمونه اگه شاعرای معروفمون از جلمه زنده یاد استاد بزرگ فریدون مشیری میخواستن شعر بگن اونم از نوع عشق و عاشقی شکل دومی شعر رو ترجیح میدادن.




اصل شعر

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد

يادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتيم
پر گشوديم ودر آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب ان جوی نشستیم .....
تو همه راز جهان ریخته در چشمان سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فروريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل سنگ....
.همه دل داده به آوای شباهنگ
يادم آید تو به من گفتی از اين عشق حذرکن
لحظه ای چند بر اين آب نظر کن
آب آینه عشق گذراناست
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از اين شهر سفر کن

با تو گفتم حذر از عشق ندانم
سفر از پيش توهرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد..
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی من نه رمیدم
نه گسستم
باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر ازپيش تو هرگز نتوانم نتوانم

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تولرزید
ماه بر عشق تو خندید 

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم نگسستم نرمیدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نکنی دیگر ازآن کوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من ازآن کوچه گذشتم...


و اما حقیقت شعر در زمان ما...

بی تو On line شبی باز از آن Room گذشتم
همه تن چشم شدم، دنبال ID ی تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از Case وجودم
شدم آن User دیوانه که بودم
وسط صفحه Room ، Desktop یاد تو درخشید
Ding صد پنجره پیچید
شکلکی زرد بخندید
یادم آمد که شبی با هم از آن Chat بگذشتیم
Room گشودیم و در آن PM دلخواسته گشتیم
لحظه ای بی خط و پیغام نشستیم
تو و Yahoo و Ding و دنگ
همه دلداده به یک Talk بد آهنگ
Windows و Hard و Mother Board
آریا دست برآورده به Keyboard
تو همه راز جهان ریخته در طرز سلامت
من به دنبال معنای کلامت
یادم آمد که به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این Room نظر کن
Chat آئینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به Email ی نگران است
باش فردا که PM ات با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این Log Out ،Room کن

باز گفتم حذر از Chat ندانم
ترک Chat کردن هرگز نتوانم نتوانم
روز اول که Email ام به تمنای تو پر زد
مثل Spam تو Inbox تو نشستم
تو Delet کردی ولی من نرمیدم نه گسستم
باز گفتم که تو یک Hacker و من User مستم
تا به دام تو درافتم Room ها رو گشتم و گشتم
تو مرا Hack بنمودی . نرمیدم . نگسستم


Room ی از پایه فرو ریخت
Hacker ی Ignor تلخی زد و بگریخت
Hard بر مهر تو خندید
PC از عشق تو هنگید
..........
رفت در ظلمت شب آن شب و شب های دگرهم
نگرفتی دگر از User آزرده خبر هم
نکنی دگر از آن Room گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن Room گذشتم 


بخدا می سپارمتون...


[ دوشنبه یازدهم مهر 1390 ] [ 10:34 ] [ نیوشـ ــــ ــا ]

نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاه من که اورا دوست میدارم

  ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمیخواهد

  به برگ گل نوشتم من که اورا دوست میدارم

  ولی افسوس او گل را به زلف کودکی آویخت تا اورا بخنداند



شعر طنز لیلی و مجنون...

گله میکرد ز مجنون لیلی
که شده رابطه مان ایمیلی
حیف از آن رابطه ی انسانی
که چنین شد که خودت میدانی
عشق وقتی بشود داتکامی
حاصلش نیست بجز ناکامی


نازنین خورده مگر گرگ ترا
برده یا دات نت و دات ارگ ترا
بهرت ایمیل زدم پیشترک
جای سابجکت نوشتم به درک
به درک گر دل من غمگین است
به درک گر غم من سنگین است
به درک رابطه گر خورده ترک
قطع آنهم به جهنم به درک
آنقدر دلخور از این ایمیلم
که به این رابطه هم بی میلم
مرگ لیلی نت و مت را ول کن
همه را جای OK کنسل کن

OFF
کن کامپیوتر را جانم
یار من باش و ببین من ON ام
اگرت حرفی و پیغامی هست
روی کاغذ بنویسش با دست
نامه یک حالت دیگر دارد
خط تو لطف مکرر دارد
خسته از font و ز format شده ام
دلخور از گِردِلی @ (ات) شده ام کرد ریپلای به لیلی، مجنون
که دلم هست از این سابجکت خون
باشه فردا تلفن خواهم کرد
هرچه گفتی که بکن خواهم کرد
زودتر پیش تو خواهم آمد
هی مرتب به تو سر خواهم زد
راست گفتی تو عزیزم لیلی
دیگر از من نرسد ایمیلی
نامه ای پست نمودم بهرت
به امیدی که سرآید قهرت


[ چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390 ] [ 0:0 ] [ نیوشـ ــــ ــا ]

زندگی خالی نیست

مهربانی هست
سیب هست
ایمان هست
آری ! آری
تا شقایق هست، زندگی باید کرد.



سلام به همه دوستان عزیزم عیــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــد تک تکتون مبارکــ ــ ـ ـ ــــ ــ ــ ......

فداتون بشم نمی دونید که چقدر دلم برای همتون تنگیده بود

پست امروزم مثل همیشه طنزه اما یه طنز جالبــ ــــــ ـــ ـ و خنده دار در مورد خانمها

درسته که من یه خانوم هستم ولی ما خانمها ظرفیتمون خیلی بالاست برای همین در مورد خودمونم میطنزیم و اصلنم مثل بعضیا ناراحت نمیشیــ ــــ ـ ـ ـــم...


هفت سین خانمها (طنز)

خانمــی با همســــــرش گفــت اینچنیـــــن :
کای وجــــــودت مــــایه ی فخـــــر زمیــــــن !
ای که هستـــی همســـری بس ایــــده آل !
خواهشــــی دارم .. مکُــــن قال و مقـــــال !
هفــــت سیـــــن تازه ای خواهــــــم ز تـــــو
غیـــــــر خرج عیـــــد و ...  غیــــر از رختِ نو
"سین" یک ، سیّاره ای ، نامــــش پـــــراید
تا برانـــــــــم مثـــــــل بـــــرق و مثــــــل باد
"سین" دوم ، سینــــه ریـــــزی پُر نگیـــــــن
تا پَــــرَد هــــوش از سر عمّـــــه شهیــــن !
"سین" سوم ، یک سفـــــر سوی فـــــرنگ
دیـــــــــدن نادیــــــــده هـــــــای رنـگ رنـگ
"سین" چارم ، ساعتی شیـــــک و قشنگ
تا که گویـــــم هست سوغـــات فرنــــــگ !
"سین" پنجـم ، سمــــع دستـــورات مــن !
تا ببالــــــم مـــــن به خــود ، در انجمــــن !
....
آنگه ، آن بانـــــو ، کمـــــــی اندیشــــه کرد
رندی و دوز و کلَـــــــــک را پیشــــــــه کرد !
گفــــــت با ناز و کرشمـــــه ، آن عیـــــال !!
من دو  "سین" کم دارم ، ای نیکـو خصال !
....

گفت شویش : من کنــــــــــون یاری کنم
با عیال خویـــــــــش ، همکـــــاری کنم !!
"سین" ششم ، سنگ قبـــری بهر من !
تا ز من عبـــــــرت بگیرد مـــــــــرد و زن !
"سین" هفتم ، سوره ی الحمد خوان ...
بعد مرگــــــم ، بَهر شــــوی بی زبان !!!



[ جمعه پنجم فروردین 1390 ] [ 15:45 ] [ نیوشـ ــــ ــا ]


خدای من:

در روزگاری زندگی میکنیم که مردمانش
به هر هوس و شهوتی عشق می گویند
هر عریان و هر سیاه چشمی را زیبا می نامند
و هر جانور دو پایی را انسان می دانند
خدای مهربان من
عشق واقعی ، زیبایی واقعی و انسان بودن واقعی
را به ما بچشان

آمین...



کاش کوچک بودیم

کوچک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم

اکنون که بزرگ شدیم چه دلتنگیم

کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند

اما اکنون اگر فریادم بزنیم کسی نمی فهمد

و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم

سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست...

راستش قرار نبود آپ کنم ولی یه حرفهایی تو دلم بود که حس کردم باید یه جوری بیان کنم

[ شنبه بیستم آذر 1389 ] [ 12:55 ] [ نیوشـ ــــ ــا ]

از همه دوستان عزیزم که واسه این وب کامنت گذاشتن ممنونم

واسه یه مدتی آپ نمی کنم البته مدتشو نمی دونم شاید یه هفته دیگه آپ کردم شایدم

تا یه دو ماهی وبم به روز نشد

به هرحال از همتون ممنونم که با کامنتهای زیبایتون به من دلگرمی دادید

مطمئن باشید با روحیه و انرژی بیشتر بازم میام پیشتون.

 

عید همه دوستای نازنینم هم مبارک

دوستتون دارم

 

لطفا نظراتتون رو در پست قبلی بذارید...

 

[ چهارشنبه سوم آذر 1389 ] [ 18:5 ] [ نیوشـ ــــ ــا ]


دوستای عزیز من سلام

امیدوارم خوب و خوش و سرحال باشید

من که حسابی شارژم و اومدم تا شماها رو هم شارژ کنم

دو سه روزی رفته بودم اصفهان آزمون عملی رشته تربیت بدنی داشتم

ولی عجب امتحانی دادیم ما!!!

راستش خیلی سخت بود و قدرت بدنی بالایی میخواست

من که فقط یه مدت کوتاهی تمرین کرده بودم

سه سال قبل که فوتسال کار میکردم خیلی آماده تر بودم

اونجا مرتب توی زمین بازی میکردیم و یک ساعتی هم بدن سازی داشتیم.

خوب طبیعتا از همه نظری آماده تر بودم

ولی الان دیگه فوتسال کار نمی کنم البته بیشتر به خاطر درسم فوتسالو رها کردم

الان تقریبا یک سالی هست که اسکیت کار میکنم.

اسکیت ورزش شاد و مفرحیه و بدن و نرم میکنه ولی قدرت بدنی رو چندان بالا نمیبره

خوب بگذریم

راستش آزمون خوبی بود ولی حس میکنم بهتر از اینا میتونستم کار کنم

بارفیکش که خیلی نامردی بود.

 آخه قوانین بارفیکس خوابیده اینه که باید پاها صاف و کشیده باشه و زانوها خم نشه که اگه

اینجوری نباشه خطا هستش

ولی اونجا بعضی از بچه ها زانو هاشونو خم میکردن و متاسفانه داور خطا نمی گرفت که این خودش

اند نامریه

اعتراضم شد ولی حالا مگه قبول میکردن

اصلا مگه داورای ایرانی اعتراض پذیرن!!! شما دیدید؟ ما که ندیدیم!!!

به هر حال هر اتفاقی که باید میوفتاد اوفتاده دیگه بقیه شو باید داد دست خودش

الانم که مدیریت بازرگانی میخونم

خوب دیگه نوبت هم که باشه نوبت بخش طنز آپمه

درد و دل یک دانشجو به زبان شعر نو همون سبک سهراب سپهری دیگه!!!

امیدوارم خوشتون بیاد بــ ــــ ــــــــــای

 

اهل دانشگاهم

رشته ام علافی‌ست


جیب‌هایم خالی ست

پدری دارم

حسرتش یک شب خواب

دوستانی همه از دم ناباب

و خدایی که مرا کرده جواب



اهل دانشگاهم

قبله‌ام استاد است

جانمازم نمره

خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست

من نمی‌دانم که چرا می‌گویند مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌کار

وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست


(چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید)

باید از آدم دانا ترسید

باید از قیمت دانش نالید

وبه آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم

من به گور پدر علم و هنر خندیدم

کار ما نیست شناسایی هردمبیلی

کار ما نیست جواب غلطی تحمیلی


کار ما شاید این است

که مدرک در دست

فرم بی‌گاری هر شرکت بی‌پیکر را

پر بکنیم...

 

[ شنبه بیست و دوم آبان 1389 ] [ 12:23 ] [ نیوشـ ــــ ــا ]


دلم می خواست بهانه‌ای باشی برای فراموش كردن همه چیز...

اما حالا دلم می‌خواهد بهانه‌ای باشد برای فراموش كردن" تو"

 .

.

.

و تو برای همیشه فراموش شدی.

 

دوستای نازنینم سلام

با اینکه اصلا حال و حوصله ای نداشتم ولی اومدم پیشتون  تا شاید حال و هوام عوض بشه
البته با یه مطلب طنز امیدوارم خوشتون بیاد
همین طوری که قبلا هم گفتم مطالب این وب به هیچ عنوان قصد توهین به کسی یا قشر خاصی رو نداره و فقط جهت خنده میباشد

روی ماه همتون رو میبوسم

بای

 

ده قانون شیرازی برای زنگی بهتر

1.سعی كنید روزها استراحت كنید تا شبها راحت بخوابید!

2.در نزدیكی تخت خوابتان صندلی بگذارید تا اگر از خواب بیدار شدید روی آن نشته و استراحت كنید!

3.ایستادن به راه رفتن، نشستن به ایستادن و خوابیدن به نشستن اولویت دارد!

4.جایی كه می‌توانید بنشینید چرا می‌ایستید؟

5.كار امروز را به فردا موكول كنید و كار فردا را به پس فردا!

6.اگر حس كار كردن به شما دست داد كمی صبر كنید تا این حس از شما بگذرد!

7.از همه دیرتر سر سفره رفته و زودتر بلند شوید تا زحمت چیدن و جمع كردن سفره به شما تحمیل نشود!

8.برای كار همیشه فرصت هست پس از استراحت غافل نشوید!

9.در میهمانی‌ها حتماً با خود بالش ببرید شاید فرصتی برای استراحت بدست آوردید!

10.به خواب نگویید كار دارم به كار بگویید خواب دارم!

 

 سفر مجردی به این میگن!!!

 

 

[ پنجشنبه سیزدهم آبان 1389 ] [ 13:32 ] [ نیوشـ ــــ ــا ]
.: Weblog Themes By Mihan Skin :.

درباره وبلاگ

اگه بادلت کسی یا چیزی رو دوست داشتی
زیاد جدی نگیرش
چون کار دل دوست داشتنه
درست مثل کار چشم که دیدنه

ولی...
اگه کسی رو با عقلت دوست داشتی
بدون داری چیز جدیدی رو تجربه میکنی
که اسمش عشق واقعی هست.

******************
یادم باشد حرفی نزنم که دلی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را.
یادم باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست
یادم باشد جواب کینه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم .
یادم باشد باید در برابر فریاد ها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم.
یادم باشد از چشمه درس خروش بگیرم و از آسمان درس پاک زیستن.

یادم باشد سنگ خیلی تنهاست....

یادم باشد با سنگ هم لطیف رفتار کنم.مبادا دل تنگش بشکند
یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام نه برای تکرار اشتباهات گذشتگان...

یادم باشد زندگی را دوست بدارم

******************
سلام دوستان من

به وبلاگ 2khtari az jen3 happy خوش آمدید
این وب جایی هست که هر کی وارد میشه باید اخماشو باز کنه و فقط بخنده
هدف من از ایجاد این وب
شادی
نشاط
و انرژی مثبتی است
که بین همه دوستام تقسیم کنم
و برای لحظه ای هرچند کوتاه لبخند رو لباتون بذارم
لطفا نظرات خود را جهت هرچه بهتر شدن این وب در کامنت من بیان کنید

پایدار باشید.
امکانات وب
فال امروز

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

آمار سایت